آیات الأحکام و الدعوة فی القرآن

ذکر آیات الأحکام و الدعوة فی القرآن مع الترجمه بالفارسیة من تفسیر النور

آیات الأحکام و الدعوة فی القرآن

ذکر آیات الأحکام و الدعوة فی القرآن مع الترجمه بالفارسیة من تفسیر النور

فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ

وَدَّ کَثِیرٌ مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُم مِّن بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّاراً حَسَداً مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ(109) (سوره بقره)



ترجمه : بسیاری از اهل کتاب ، از روی رشک و حسدی که در وجودشان ریشه دوانده است ، آرزو دارند اگر بشود شما را بعد از پذیرش ایمان بازگردانند ( به جانب کفر و به حال سابقی که داشتید ! ) با این که حقّانیّت ( اسلام و درستی راهی که برگزیده اید ، از روی خود کتابهای آسمانیشان ) برایشان کاملاً روشن گشته است . پس گذشت نمائید و چشم پوشی کنید تا خدا فرمان دهد ( که در برابرشان چه کار کنید ) . بی گمان خداوند بر هر چیزی توانا است.

أَمْ تُرِیدُونَ أَن تَسْأَلُواْ...

أَمْ تُرِیدُونَ أَن تَسْأَلُواْ رَسُولَکُمْ کَمَا سُئِلَ مُوسَى مِن قَبْلُ وَمَن یَتَبَدَّلِ الْکُفْرَ بِالإِیمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِیلِ (108) (سوره بقره)


ترجمه : شاید می خواهید از پیغمبر خود ( همان تقاضاهای نامعقول و نابجا و معجزات معیّن و ناروائی را ) درخواست کنید که پیش از این ، ( از جانب بنی اسرائیل برای آزمایش و عناد ) از موسی خواسته می شد . ( در پشت سر چنین درخواستی ، بهانه جوئی و کفرگرائی نهفته است ) و هر که ایمان را با کفر معاوضه کند ، راه راست را گم کرده است ( و از صراط مستقیم خداشناسی منحرف گشته است ) .

مَا نَنسَخْ مِنْ آیَةٍ ....

مَا نَنسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ(106) (سوره بقره)


ترجمه : هر آیه ای را که رها سازیم ( و به دست فراموشی سپاریم ) ، و یا این که ( اثر معجزه ای را از آئینه دل مردمان بزدائیم و ) فراموشش گردانیم ، بهتر از آن یا همسان آن را می آوریم و جایگزینش می سازیم . مگر نمی دانی که خداوند بر هر چیزی توانا است ؟

لاَ تَقُولُواْ رَاعِنَا

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقُولُواْ رَاعِنَا وَقُولُواْ انظُرْنَا وَاسْمَعُوا ْوَلِلکَافِرِینَ عَذَابٌ أَلِیمٌ (104) (سوره بقره)


ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید ! ( هنگامی که از پیغمبر تقاضای مراعات و توجّه بیشتر خود ، برای حفظ و دریافت آیات قرآن می کنید ) مگوئید : « رَاعِنَا » : ( رعایتمان کن و ما را بپای ! بلکه واژه های هم معنی دیگری را به کار برید تا یهودیان و مشرکان نتوانند از آن سوءاستفاده کنند و در مفهوم زشت و دشنام آمیز به کارش ببرند ) و بگوئید : « أُنظُرْنَا » ( بر ما نظر انداز ، در ما نگر ، رعایتمان کن . و خوب بدانچه پیغمبر بر شما فرو می خواند و می گوید ) گوش فرا دهید و بشنوید و برای مشرکان ( ریشخند کننده ای چون ایشان ) عذاب دردناکی است .

وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّیَاطِینُ

وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْکِ سُلَیْمَانَ وَمَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَکِنَّ الشَّیْاطِینَ کَفَرُواْ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ کَانُواْ یَعْلَمُونَ (102) (سوره بقره)


ترجمه : و ( گروهی از احبار یهود ) به آنچه شیاطین صفتان و گناه پیشگانشان درباره سلطنت سلیمان ( به هم می بافتند و بر مردم ) می خواندند ، باور داشتند و از آن پیروی نمودند . ( چه گمان می بردند که سلیمان پیغمبر نبوده و بلکه جادوگر بوده است و با نیروی سحر ، پریها و پرندگان و بادها را به زیر فرمان خویش در آورده است و لذا شاه جادوگر کافری بیش نبوده است ) . و حال آن که سلیمان هرگز ( دست به سحر نیالوده و ) کفر نورزیده است ، و بلکه ( این ) شیاطین صفتان گناه پیشه ، کفر ورزیده اند . ( زیرا چنین سخنانی را به هم بافته و به پیغمبر خدا سلیمان افتراء بسته و به جای دستورات آسمانی ، به مردم ) جادو و ( خرافات و از آثار بجا مانده ) آنچه در بابل بر دو فرشته هاروت و ماروت نازل گردیده بود می آموزند . ( دو فرشته ای که طریق سحرکردن را برای آشنائی به طرز ابطال آن به مردم یاد می دادند ) و به هیچ کس چیزی نمی آموختند ، مگر این که پیشاپیش بدو می گفتند : ما وسیله آزمایش هستیم کافر نشو ( و آنچه به تو می آموزیم ، به آشوب و کفر منتهی می گردد . آن را بشناس و خویشتن را از آن به دور دار . لیکن مردم نصیحت نپذیرفتند و از آموخته هایشان سوء استفاده کردند ) . از ایشان چیزهائی آموختند ( و در راهی از آن استفاده کردند ) که با آن میان مرد و همسرش جدائی می افکندند . ( آری این شیطان صفتان گناه پیشه ، کفر ورزیدند ، چون این گونه یاوه گوئیها و افسانه سرائیهای گذشتگان را بهم بافتند و آن را وسیله آموزش جادو به یهودیان کردند ) و حال آن که با چنین جادوی ( خویش ) نمی توانند به کسی زیان برسانند مگر این که با اجازه و خواست خدا باشد . و آنان قسمتهائی را فرا می گرفتند که برایشان ( از لحاظ دنیا و آخرت ) زیان داشت و بدیشان سودی نمی رساند . و مسلّماً می دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد ، بهره ای در آخرت نخواهد داشت . و چه زشت و ناپسند است آنچه خود را بدان فروخته ( و آن را پیشه خویشتن ساخته اند ) اگر می دانستند ( و علم و دانشی می داشتند ) .